من یک دختر ۱۵ ساله ام ! بعله ....اما تفاوت هایی دارم که فقط خودم میتونم احساسشون کنم...شاید من در نظر دیگران یک دختر معمولی باشم....شاید دختری باشم ک با هر کسی مچ نمیشوم...شاید دختری باشم که در نظر دیگران  مغرور به نظر بیایم ....شاید  در نظر دیگران دختری عاری از هر گونه احساسات باشم ....دختری  ک نمی تواند کسی را درک کند.....دختری که در خیالات خود غرق است و به کسی اهمیتی نمیدهد.....و من تنها سوالی ک میکنم این است:چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا دیگران چنین فکری میکنند؟؟؟؟

من ن مغرور هستم ن عاری از احساسات....من خودم از احساسات خود با خبر هستم و دیگران چه حقی دارند ک من را در نظر خود چنین ببینند ؟؟؟؟من تمام ناراحتی ها و حرف ها را در خود میریزم و از این بابت عذاب میکشم ... از این که نمیتوانم حرف دلم را به کسی بزنم عذاب میکشم .... از این که نمیتوانم چاپلوسی کنم عذاب میکشم .... من ساده ام و این را میدانم ....گاهی دلم میخواهد داد بزنم و احساساتمو به همه  بفهمانم.... من به تنهایی عادت کرده ام.... به گریه های پنهانی در روشویی....به  ساده بودن....به قابل درک نبودن......

دیگر مهم نیس.....